اضافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضافی . [ اِ فی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اضافه . رجوع به اضافه شود. ◄ الحاقی . (ناظم الاطباء). ◄ نسبی . اعتباری . مقید، در مقابل مطلق : از این چهار مایه دو سبک است و دو گران . سبک مطلق آتش است و سبک اضافی هواست . و گران مطلق زمین است و گران اضافی آب . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ ارتباطی . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
زاید، زیادی، مازاد یدکی
فرهنگ طیفی واژهدان
مواد افزودنی، اضافه، ضمیمه، محصول جانبی، اضافه برسازمان کمیسیون، پاداش، اضافهکاری، بهرهوری، انعام، اکتساب هدیه تهیه آشغال، ضایعات، حشو، زائد بودن، زیادت اضافات، افزونیها اضافهبار، اضافهوزن
واژگان فارسی سره واژهدان
دیگر، بیشی، افزونی، افزونه، افزودنی