اضر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضر. [ اَ ض َرر ] (ع ن تف ) باضررتر و بازیان تر. (ناظم الاطباء). ناسازوارتر. زیانکارتر. مضرتر.زیاندارتر. زیان آورتر. بزیان تر. (یادداشت مؤلف ).
اضر. [ اَ رِن ْ ] (ع اِ) ج ِ ضِرْو. (اقرب الموارد). رجوع به ضرو شود.
اضر. [ اَ ض ُرر ] (ع اِ) ج ِ ضَرّاء. فراء گفت : اگر بأساء و ضراء را براَبْؤُس و اَضُرّ جمع ببندند، چنانکه نَعماء بمعنی نعمت را بر اَنْعُم جمع می بندند، جایز است . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). ◄ ج ِ ضَرّ، مانند اَشُدّ. عدی بن زید عبادی گوید: و ضلال الاضر جم من العیَ ش یعفی کلومهن البواقی . (از تاج العروس ).