واژه جو

اطان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اطان . [ اِ ] (اِخ ) نام جایی است، و اضان نیز روایت شده است . ابن مقبل گوید: تبصر خلیلی هل تری من ظعائن تحملن بالعلیاء فوق اطان ... و از قول اعشی اطار روایت شده است : ... و قد اتی من اطار دونها شرف . و نمیدانم آیا تصحیف است یا جای دیگری است . (از معجم البلدان ). رجوع به اضان و اطار شود.

معنی اطان | واژه جو