اطد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطد. [ اَ طَ ] (ع اِ) شاخهای عوسج و آن نوعی از درختهای خاردار است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شاخه های عوسج که نوعی از درخت خاردار است . (ناظم الاطباء).
اطد. [ اَ طَ ] (اِخ ) زمینی است نزدیک کوفه از جهت دشت که سپاه مسلمانان در نخستین ایام فتوح بدان فرودآمد. زبرقان بن بدر گفت : سیروا رویداً فانا لن نفوتکم ُ و ان ما بیننا سهل لکم جدد ان الغزال الذی ترجون غرّته جمع یضیق به العتکان او اطد. ابن اعرابی گوید عتکان و اطد وادیهایی باشند بنی بهدله را. (از معجم البلدان ).
اطد. [ اَ طَ ] (اِخ ) لهجه ای است در اَطَط و آن موضعی است میان کوفه و بصره پس مدینه ٔ آزر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به اطط شود.