اطرغلات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطرغلات . [ اُرُ غ ُل ْ لا ] (معرب، اِ) فاخته . ◄ قمری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . قماری . (اقرب الموارد). ◄ دبسی است که در گردن طوق دارد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صلاصل که در گردن طوق دارند، و ندانم که معرب است یا تازی . (از اقرب الموارد).