واژه جو

اظرف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اظرف . [ اَ رَ ] (ع ن تف ) زیرک تر و ماهرتر. (ناظم الاطباء). ◄ ظریف تر. (یادداشت مؤلف ): و بسی شیخ را دیده بود [ ابوالعباس سیاری ]، و ادب یافته و اظرف قوم بود. (تذکرة الاولیاء ج ٢ ص ٣٠٤). ♦ امثال : اظرف من زندیق . رجوع به ثمارالقلوب ص ١٣٨ و ١٣٩ شود.

معنی اظرف | واژه جو