اظل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اظل . [ اَ ظَل ل ] (ع ن تف ) سایه دارتر. ♦ امثال : اظل من حجر (لکثافته ). (یادداشت مؤلف ).
اظل . [ اَ ظَ ل ل ] (ع اِ) شکم انگشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شکم انگشت . قسمت نزدیک جلو قدم از بیخ ابهام تا بیخ خنصر یا شکم انگشت نزدیک پشت قدم . (از متن اللغة). ◄ شکم سپل شتر.ج، ظُل ّ، شذوذاً. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). عجاج در قول خود: تشکو الوجی من اظلل و اظلل، بفک ادغام خوانده جهت ضرورت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اَظَل ّ شتر؛ درون سپل آن . ج، ظُل ّ و آن شاذ است زیرا کلمه اسم است نه صفت . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). زیر سَوَل اشتر. ج، اَظَلات، اظلال، اظالل . (مهذب الاسماء).