اعاده کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعاده کردن . [ اِ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب )دوباره به جای خود برگشتن . ◄ سخن را دوباره گفتن . (ناظم الاطباء). بازگفتن . ◄ بازسرگرفتن . از سر گرفتن دوباره کردن کاری . باز کردن کاری . (یادداشت مؤلف ). تکرار کردن . مکرر کردن . از نوکردن : و باروی شهر را خراب کرد دیگر باره اهل قم آن را اعاده کردند و بنا نهادند. (تاریخ قم ص ٣٥). ◄ عود دادن . بازگرداندن . برگردانیدن . عودت دادن . مراجعت دادن . اعاده دادن : بازآمدی ای بخت همایون بسعادت جانی به تن زنده ٔ ما کرده اعادت . سلمان ساوجی (از آنندراج ). ♦ اعاده ٔ صحت کردن ؛ افاقه حاصل کردن . بهبود یافتن . و رجوع به اعاده و اعادت و اعادة شود. ♦ اعاده ٔ نظر کردن ؛ بازدید کردن . تجدیدنظر کردن . و رجوع به اعاده کردن و اعاده و اعادت شود.