واژه جو

اعاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ رِ) [ ع. اعارة ] (مص م.) عاریت دادن چیزی را به کسی، به عاریت سپردن، ایرمان دادن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(اِ رِ) [ ع. اعاره ] (مص م.) عاریت دادن چیزی را به کسی، به عاریت سپردن، ایرمان دادن.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعاره . [ اِ رَ ] (ع اِ) رجوع به اعارة شود.

معنی اعاره | واژه جو