واژه جو

اعاسة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعاسة. [ اِ س َ ] (ع مص ) خشک گردیدن کشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گیاه تر در کشتزار نبودن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).

معنی اعاسة | واژه جو