واژه جو

اعتبار شکستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعتبار شکستن . [ اِ ت ِ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) رونق چیزی را از بین بردن . بی ارزش ساختن : آن نکهت از کجاست نفسهای تیره را تا اعتبار نافه ٔتاتار بشکند. حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی ).

معنی اعتبار شکستن | واژه جو