واژه جو

اعتدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعتدار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نیک باریدن باران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باریدن باران به آن اندازه که سیلان و جریان یابد. (از اقرب الموارد). ◄ بسیار شدن آب . (منتهی الارب ). فراوان شدن آب در مکانی . (از اقرب الموارد). ◄ تر و سیراب گردیدن جای از آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تر شدن جای از آب باران . (از اقرب الموارد).

معنی اعتدار | واژه جو