اعتدالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتدالی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به اعتدال . (ناظم الاطباء) : چون بنقطه ٔ اعتدالی بازگردد روز و شب روزگار این عالم فرتوت را برنا کند. ناصرخسرو. نوروز به از مهرگان اگرچه هر دو دو زمانند اعتدالی . ناصرخسرو. ◄ (اِخ ) نام فرقه و جمعیتی سیاسی در اول مشروطیت . (یادداشت بخط مؤلف ).