اعتراص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتراص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) باختن . ◄ فسوس نمودن . (منتهی الارب ). بازی کردن و شادمان شدن طفل . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ پریدن پوست و جستن آن . (منتهی الارب ). اختلاج و پریدن پوست . ◄ برجستن و پریدن مرد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ شادمان شدن مرد و جز او. (از متن اللغة). ◄ مضطرب شدن برق . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ شادمان شدن گربه . (از متن اللغة).