اعتراض کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نخواستن، دم زدن قبیح شمردن، بد دانستن، اکراه داشتن، تقبیح کردن، محکوم کردن نهی کردن، بازداشتن، رأی کسی را زدن، علیه چیزی توصیه کردن، منصرف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نخواستن، دم زدن قبیح شمردن، بد دانستن، اکراه داشتن، تقبیح کردن، محکوم کردن نهی کردن، بازداشتن، رأی کسی را زدن، علیه چیزی توصیه کردن، منصرف کردن