اعتراف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتراف کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اقرار کردن . مقر شدن . معترف شدن . اذعان کردن . تصدیق کردن : هنر فائق آن که دشمن آنرا اعتراف کند. (مرزبان نامه ). گفتندش که کنون که بظل حمایتش درآمدی و بشکر نعمتش اعتراف کردی چرا نزدیکتر نیایی . (گلستان ). وام حافظ بگو که بازدهند کرده ای اعتراف و ما گوهیم . حافظ. و رجوع به اعتراف شود.