اعتراف کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداناستوانیدن، خستویدن، خستو شدنواژه قبلی: اعتراف به کردنواژه بعدی: اعترافکننده