اعتقاد داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
باور داشتن، برآن بودن، اعلام کردن، اظهار کردن اقرارکردن، قبول کردن، پذیرفتن شک نداشتن، مطمئن بودن مؤمن بودن، متقی بودن اعتقاد داشتن بهکسی، اعتماد داشتن (کردن)، اطمینان کردن، مطمئن بودن کشف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
باور داشتن، برآن بودن، اعلام کردن، اظهار کردن اقرارکردن، قبول کردن، پذیرفتن شک نداشتن، مطمئن بودن مؤمن بودن، متقی بودن اعتقاد داشتن بهکسی، اعتماد داشتن (کردن)، اطمینان کردن، مطمئن بودن کشف کردن