اعراض
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ عِرض. ۱- آبروها. ۲- خواستهها.
(~.) [ ع. ] جِ عَرَض ؛ بیماریها.
( اِ ) [ ع. ] (اِ.) شیر پستان زن هنگامی که عصبی یا وحشت زده باشد یا غم و اندوه شدیدی به او دست داده باشد. خوردن شیر اعراض باعث ناخوشی کودک میشود.