اعرنجاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعرنجاج . [ اِ رِ ](ع مص ) کوشش نمودن در کار: اعرنجج ؛ کوشش نمود در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعرنجاج . [ اِ رِ ](ع مص ) کوشش نمودن در کار: اعرنجج ؛ کوشش نمود در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).