واژه جو

اعور کلبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعور کلبی . [ اَع ْ وَ رِ ک َ ] (اِخ ) حکیم بن عیاش . رجوع به عقدالفرید ج ٥ ص ٢٤٥ و ٢٤٦ و حکیم بن عیاش شود.

معنی اعور کلبی | واژه جو