واژه جو

اعویرار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعویرار. [ اِ ] (ع مص ) یک چشم شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نابینا شدن یک چشم . (از اقرب الموارد). اعورار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به اعورار شود.

معنی اعویرار | واژه جو