اعینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعینی . [ اَ ی َ ] (ص نسبی ) نسبت است به اعین بمعنی فراخی در چشم . (از لباب الانساب ).
اعینی . [ اَ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از جدها است که بدو نسبت کنند. از آن جمله ابوعلی محمدبن علی محمدبن علی بن احمد اعینی طالقانی فقیه شافعی است . وی به سال پانصد و اندی در کرمان درگذشت .