افراد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فرد، بمعنی تنها و طاق و ضد زوج . (آنندراج ). ج ِ فرد، تنها و نصف زوج که طاق باشد. (از منتهی الارب ). ♦ افرادالنجوم ؛ ستارگان روشن که در کرانه ٔ آسمان برآید. فرودالنجوم کذلک . (منتهی الارب ). ستارگان روشن در کرانه های آسمان . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ مأخوذ از تازی . اشخاص . اعداد مفرد. کسان . مردمان . فردهای دفتر. (ناظم الاطباء). ◄ در اصطلاح سالکان افراد، سه تنانند که بتجلی فردیه بواسطه ٔ حسن متابعت حضرت رسالت پناه (ص ) متحقق شده اند و از غایت کمال که ایشان راست خارج از دائره ٔ قطب الاقطابند. (آنندراج )(از کشاف اصطلاحات الفنون ). و در مرآت الاسرار گوید: افراد آنها باشند که بر قلب علی (ع ) باشند و اینها راتعداد نیست . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). نزد صوفیان عبارت از مردانی است که خارج از نظر قطب هستند. (از تعریفات جرجانی ).
افراد. [ اِ ] (ع مص ) تنها کردن چیزی را.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (کشاف اصطلاحات الفنون ) (مؤید). تنها کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تنها در کاری درآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : در مداومت مدام و منادمت پریچهرگان زیبااندام طریق افراد سپرده . (جهانگشای جوینی ). ◄ یکسو نمودن . ◄ جدا کردن . ◄ پیغامبر فرستادن . ◄ یک بچه آوردن ماده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). یک بچه زادن . (مؤید) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ حج مفرد گزاردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فقهاء این لفظ را در مورد تنها گزاردن هر یک از حج و عمره استعمال کرده اند که هر دورا با یکدیگر نگذارند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ♦ حج افراد ؛ یکی از سه قسم حج است که در فقه بنامهای حج افراد، حج قرآن، حج تمتع خوانده میشود. افراد آنست که در وقف احرام نیست . انجام حج تنها بکند و آنرا احکام خاصی است . رجوع به همین لغت نامه ذیل کلمه ٔ حج شود.