افراه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افراه . [ اَ ] (اِ) طعامی است که بجهت محبوسان پزند. (برهان ) (آنندراج ). طعامی که ازبرای محبوسان پزند. (لغت فرس ) (اوبهی ). طعامی است مخصوص محبوسین در زندان . (شعوری ). طعامی که در میان محبوسان و زندانیان توزیع کنند. (ناظم الاطباء).
افراه . [ اِ ] (ع مص ) بچه ٔزیرک آوردن ناقه . (آنندراج ). بچه ٔ زیرک آوردن شتران ماده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بنده ٔ زیرک بدست آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).