واژه جو

افروختگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افروختگی . [ اَ ت َ / ت ِ ] (حامص ) اشتعال . (زمخشری ). احتراق . اشتعال . درگرفتگی آتش . (ناظم الاطباء). روشنی . (یادداشت دهخدا) : گرچه همه کوکبی بتاب است افروختگی در آفتاب است . نظامی .

معنی افروختگی | واژه جو