افروزنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افروزنده . [ اَ زَ دَ / دِ ] (نف ) تابان . درخشان . (ناظم الاطباء). درخشنده . درخشان . ◄ روشن کننده . ◄ مشتعل کننده . (فرهنگ فارسی معین ). اسم فاعل از افروختن یعنی سوزان . (فرهنگ شعوری ). ◄ آنکه آتش می افروزد. (ناظم الاطباء). فروزنده . (یادداشت دهخدا). رجوع به فروزنده شود.