واژه جو

افری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افری . [ اَ ف َ ] (اِ) مخفف آفرین است که در مقام تحسین گویند و بسکون ثانی هم درست است . (برهان ) (آنندراج ) (مؤید). کلمه ٔ تحسین و آفرین . (ناظم الاطباء).

افری . [ ] (اِخ ) نام دختر سیامک بن مشی بن کیومرث . (از تاریخ سیستان ص ٣). و رجوع به تاریخ طبری چ لیدن ص ١٥٤ شود.

معنی افری | واژه جو