افر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افر. [ اَ ] (صوت ) کلمه ٔ تحسین یعنی مرحبا. آفرین . (ناظم الاطباء).
افر. [ اَ ف ُرر ] (اِخ )شهری است در عراق . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شهرکی است بسواد عراق نزدیک نهر جوبر. (از معجم البلدان ).
افر. [ اِ ف ُ ] (اِخ ) افرها در یونان . (یادداشت دهخدا).