افسانه پرسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانه پرسیدن . [ اَ ن َ / ن ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) افسانه خواستن . طلب کردن افسانه را : زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می پرسد به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد. شفائی اصفهانی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانه پرسیدن . [ اَ ن َ / ن ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) افسانه خواستن . طلب کردن افسانه را : زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می پرسد به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد. شفائی اصفهانی (از ارمغان آصفی ).