افسردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ سُ دَ) [ په. ] (مص ل.)۱ - پژمردن. ۲- اندوهگین شدن. ۳- منجمد گشتن.۴ - دلسرد شدن.واژه قبلی: افسرواژه بعدی: افسرده