افسوس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اَ ) [ په. ] (اِ.) ۱- ریشخند، تمسخر. ۲- دریغ، حسرت. ۳- ظلم، ستم.مترادفها و واژههای مرتبطآوخ، آه، اسف، تاسف، تحسر، تلهف، حسرت، حیف، دریغ، واویلا، واحسرتا، هیهاتواژه قبلی: افسردهواژه بعدی: افسوس کردن