افسون پذیرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسون پذیرفتن . [ اَ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) جادو شدن . فریب خوردن : مجنون تو افسانه و افسون نپذیرد با بیخردی پند فلاطون نپذیرد. طالب آملی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسون پذیرفتن . [ اَ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) جادو شدن . فریب خوردن : مجنون تو افسانه و افسون نپذیرد با بیخردی پند فلاطون نپذیرد. طالب آملی (از ارمغان آصفی ).