افسون کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسون کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حیله و تزویر نمودن . (از ناظم الاطباء). حیله کردن . مکر کردن . ◄ سحر کردن . جادو کردن . (فرهنگ فارسی معین ) : گر شوق رهت نکردش افسون آمد ز چه خط ز نقطه بیرون . واله هروی (ازآنندراج ).