افسونگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسون گری .[ اَ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل افسونگر. سحر. جادو. (فرهنگ فارسی معین ). ساحری . (ناظم الاطباء) : چه عمریست کو را بچندین خطر به افسونگری برد باید بسر. نظامی (از آنندراج ). ◄ شغل مارگیری . ◄ خواندن افسون . (ناظم الاطباء).