افشاگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افشاگر. [ اِ گ َ ] (ص مرکب ) آشکارکننده . (آنندراج ) : اگرآهی کنم افشاگر صد راز میگردد اگر مژگان زنم بر هم پر پرواز میگردد. اسیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افشاگر. [ اِ گ َ ] (ص مرکب ) آشکارکننده . (آنندراج ) : اگرآهی کنم افشاگر صد راز میگردد اگر مژگان زنم بر هم پر پرواز میگردد. اسیر (از آنندراج ).