افلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افلال .[ اِ ] (ع مص ) به زمین خشک و بی نبات رسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بزمینی رسیدن که آنجا باران نرسیده باشد. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بشدن مال مرد. (تاج المصادر بیهقی ). بی ستور و مال ماندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
افلال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَل ّ وفِل ّ، بمعنی زمین خشک بی نبات و آنچه برافتد از چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به فل ّ شود.