افکنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ کَ دِ) (ص مف.) ۱- انداخته، بر زمین زده. ۲- گسترده. ۳- به حساب نیامده، مطرود.واژه قبلی: افکندنواژه بعدی: افکندگی