اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | برون کن کینه را از سینه خویش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
برون کن کینه را از سینه خویش که دود خانه از روزن برون به ز کشت دل مده کس را خراجی مشوای دهخدا غارتگر ده
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
برون کن کینه را از سینه خویش که دود خانه از روزن برون به ز کشت دل مده کس را خراجی مشوای دهخدا غارتگر ده