واژه جو

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خودی را نشه من عین هوش است

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خودی را نشه من عین هوش است ازن میخانه من کم خروش است می‌من گرچه نا صاف است درکش که این ته جرعه خمهای دوش است

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خودی را نشه من عین هوش است | واژه جو