واژه جو

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خیالش با مه و انجم نشیند

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خیالش با مه و انجم نشیند نگاهشن سوی پروین ببیند دل بیتاب خود را پیش او نه دم او رعشه از سیماب چیند

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | خیالش با مه و انجم نشیند | واژه جو