اقتحام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقتحام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بعنف در کاری شدن . (ترجمان القرآن ) (تاج المصادر بیهقی ). بی اندیشه در کاری درآمدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) : فرمود که ای غافلان ورای این ترکان قومی اند در انتقام و اقتحام لجوج . (جهانگشای جوینی ). نه در طریقه ٔ رندی حریص باید بود نه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد. قاآنی . ◄ بسختی درافتادن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خرد و خوار شمردن کسی را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). حقیر داشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر). ◄ فروشدن ستاره . ◄ بناگاه درآمدن بجایی . ◄ بر ناقه برجستن گشن بی آنکه رها کنند او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ ستم کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).