واژه جو

التدام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

التدام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پریشان و مضطر شدن . (منتهی الارب ). اضطراب . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). ◄ بر سینه زدن زنان در نوحه . (منتهی الارب ). بر سینه زدن نوحه گران . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی التدام | واژه جو