الجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الجه . [ اُ ج َ ] (ترکی، اِ) یا الچه یا الجی، مال و جنس و بندی که در تاخت ملک بیگانه گیرند. (آنندراج ). مال غارت و اسرائی که در تاخت ملک بیگانه گیرند. (فرهنگ نظام ) : گر صاحب زمان را وقت ظهور میبود از بهر الجه میرفت دنبال لشکر او. واله هروی (در هجو ترکی از آنندراج ).
الجه . [ اَ ج َ ] (ترکی، اِ) نام نوعی قماش است . (سنگلاخ ). جامه ٔ راه راه، رنگارنگ، مخفف الاجه ٔ ترکی . رجوع به الچه شود : گشاده بر رخ کمخات دیده ٔ الجه بدان دلیل که این ناظرست و آن منظور. نظام قاری . چشمهای الجه باز بروی مله ایست همچو عاشق که کند دیده به روی دلدار. نظام قاری (ص ١٤).