واژه جو

الداس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الداس . [ اِ ] (ع مص ) گیاه رویانیدن زمین . (منتهی الارب ). رویانیدن زمین اندکی از گیاه را. (از اقرب الموارد).

الداس . [ اَ ] (ع ص، اِ)ج ِ لَدیس بمعنی فربه یا شتر ماده ٔ بسیارگوشت . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به لَدیس شود.

معنی الداس | واژه جو