واژه جو

الز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الز. [ اَ ل َ ] (ع مص ) بی آرام گردیدن . مضطرب شدن . قلق . (از ذیل اقرب الموارد).

الز. [ اَ ] (ع مص ) لازم شدن چیزی بچیزی یا لازم شدن کسی را. باهم بودن و ترک نکردن . اَلزه وألز به الزاً، لَزِمَه ُ. (از ذیل اقرب الموارد).

معنی الز | واژه جو