واژه جو

العاضد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

العاضد. [ اَ ض ِ ] (اِخ ) عبداﷲ مکنی به ابومحمد. از خلفای فاطمی . رجوع به عاضد لدین اﷲ شود.

معنی العاضد | واژه جو