الفندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفندن . [ اَ ف َ دَ ] (مص ) صورتی است از الفغدن یا الفخدن بمعنی کسب کردن و اندوختن و گرد آوردن . رجوع به فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٢٢ الف و استینگاس و الفاختن و الفختن شود. ◄ اندوخته شدن و جمع شدن . (فرهنگ ناظم الاطباء).