القول بالموجب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
القول بالموجب . [ اَ ق َ ل ُ بِل ْ ج ِ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) عبارتست ازاینکه لفظی که در کلام شخصی واقع شده است همان را بخلاف مراد او گویند بشرطی که آن لفظ احتمال معنی منقول را داشته باشد. مثال : زید اسبی به عمرو فروخته بود چون عیبی داشت مسترد گردید، بایع این شعر را نوشت : اسبی خریده اند ز ما بازداده اند ای خواجه مردمان شما اینچنین خرند. او در جواب نوشت : مایان نخریم و نی فروشیم آنانکه خرند میفروشند. مطلعالسعدین (از آنندراج ).