اللتیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اللتیا. [ اَل ْ ل َ / ل ُ ت َی ْ یا ] (ع اِ موصول ) مصغر اَلَّتی . رجوع به اقرب الموارد و التی شود. ◄ (اِ) بمعنی بلا و داهیه ٔ بزرگ . (مجمعالامثال میدانی ). گویند: وقع فلان فی اللتیا و التی ؛ یعنی فلانی گرفتار بلای بزرگ و کوچک شد. دو کلمه ٔ اللتیا و التی دو اسمند از اسماء داهیه و بلا، و بگفته ٔ برخی، اللتیا بلای بزرگ و التی بلای کوچک است و تصغیر در این مورد برای تعظیم میباشد. (از اقرب الموارد). ♦ امثال : بعد اللتیا والتی ؛ گویند مردی از «جدیس » زنی کوتاه قد گرفت و از او رنج برد و او را بتصغیر (یعنی اللتیا) یادمیکرد، پس از آن با زنی درازقد ازدواج کرد و از او رنجی چندبرابر کشید و او را طلاق داد و گفت : بعد اللتیا و التی لااتزوج ابداً؛ یعنی پس از زن کوتاه قد و بلندقد هرگز زن نخواهم گرفت، و این عبارت در مورد داهیه مثل گردید. (از مجمع الامثال میدانی چ ٢ ج ١ ص ٩٢). و رجوع به فرائدالادب المنجد شود.